الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني
110
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )
متفرديم ( 1 ) تا آخر قصه كه مناسبتى تمام با مطلوب ما ندارد . وابن حجر در ( صواعق ) آورده كه چون اين حديث با عبد الملك به پايان آورد عبد الملك گفت از آنان كه اين حديث مىدانستند جز من وتو كسى زنده نمانده ، بايد نشر اين حديث نكنى ، وتا عبد الملك را زندگانى بر پاى بود اين خبر با كس در ميان نياوردم ( 2 ) . وروايتي كه از ( كامل الزيارة ) ايراد كرديم شنيدى ، وظاهرا هر دو اين حديث را از حضرت امام محمد باقر ( ع ) شنيده اند ولى حسد وتنافس واعراض از أهل بيت موجب اخفاى اسم مقدس آن جناب شد . ( * ) وهم در كتاب ( عقد ) سند به يسار بن عبد الحكم مىرساند كه چون لشكر گاه حسين ( ع ) را غارت كردند طيبي در أو يافته شد ، وهيچ زنى استعمال آن طيب نكرد مگر اينكه مبتلاى به برص شد ( 3 ) . ودر سيره عبد الملك ابن هشام در ذيل قصه حاملين رأس شريف وحديث راهب كه در كتب فريقين مذكور است مىگويد موافق نقل شمس الدين يوسف قترغلى در ( تذكره ) كه چون آن جماعت سر مبارك را از راهب باز ستدند ، وروانه جانب دمشق شدند چون نزديك دمشق شدند با خود گفتند بيائيد تا اين دنانير را قسمت كنيم مبادا يزيد به بيند وبگيرد ، پس كيسه ها را گرفتند وباز كردند وديدند دينارها به خزف مبدل شده ، وبر يك جانب آنها نوشته است " ولا تحسبن الله غافلا عما يعمل الظالمون " وبر جانب ديگر مكتوب است " وسيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون " از اين روى آن دنانير را در نهر بردى - كه نهر دمشق
--> ( 1 ) عقد الفريد : 2 / 315 . ( 2 ) الصواعق المحرقة 116 . ( 3 ) عقد الفريد : 2 / 220 ط الشرقية بمصر .